گزارش اندیشکده «TRENDS Group»؛

جنگ تحمیلی سوم و شکاف فراآتلانتیکی

اگر آمریکا به اقدامات یکجانبه خود ادامه دهد و انتظار حمایت کامل از شرکایش در ناتو داشته باشد، احتمالاً اروپا را بیشتر به سمت استقلال و بازنگری در آینده روابط فراآتلانتیک ترغیب کند.
تاریخ انتشار: دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - 15 June 2026

جنگ تحمیلی سوم و شکاف فراآتلانتیکی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ ایالات متحده و اسرائیل حمله نظامی هماهنگ به ایران را آغاز کردند و آن را «عملیات خشم حماسی» نامیدند. این حمله علاوه بر آیت الله خامنه ای (ره)، رهبر شهید جمهوری اسلامی، پایگاه‌ها و زیرساخت‌های نظامی را نیز هدف قرار داد. در روز نخست، آیت الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی به همراه بسیاری از مقام های عالی‌رتبه به شهادت رسیدند.

رئیس جمهور فرانسه هشدار داد اقدام نظامی خارج از قوانین بین‌المللی، خطر برهم زدن نظم جهانی را به همراه دارد

در مقابل، ایران با حملات پهپادی و موشکی به اسرائیل و پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در سراسر منطقه خلیج فارس و همچنین حمله به زیرساخت‌های انرژی در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) این حمله را تلافی کرد. علاوه بر این، ایران با انسداد تنگه هرمز جدی‌ترین اختلال بازار انرژی جهانی را از زمان تحریم نفتی دهه ۱۹۷۰ رقم زد.

واکنش اعضای اروپایی ناتو به حمله نظامی ۲۸ فوریه به سرعت منتشر شد. فرانسه، بریتانیا و آلمان بیانیه مشترکی صادر، حملات ایران در منطقه را محکوم کردند و خواستار پیگیری دیپلماسی شدند. علاوه بر این، آن‌ها موضع خود را درباره برنامه هسته‌ای تکرار کردند و از ایران خواستند این برنامه را رها کند و به حمایت از گروه‌های مسلح در سراسر منطقه پایان دهد.

با وجود این، اختلاف در درون ناتو هم افزایش یافت. امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه هشدار داد اقدام نظامی خارج از قوانین بین‌المللی، خطر برهم زدن نظم جهانی را به همراه دارد و خواستار جلسه اضطراری در سازمان ملل متحد شد. بریتانیا نیز هرچند حمایت نظامی در منطقه ارائه می‌داد، اعلام کرد در حملات شرکت نکرده و اجازه استفاده ایالات متحده را از پایگاه دیگو گارسیا نداده است.

این مواضع نشان داد چگونه واکنش ناتو به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شکاف عمیقی را در این اتحاد به ویژه بین ایالات متحده و کشورهای اروپایی ایجاد کرده است. این شکاف صرفاً مربوط به اختلاف نظر درباره تقسیم بار مسئولیت نیست، بلکه بازتاب شکاف اساسی بین راهبردهای ایالات متحده و اروپا در دیدگاه‌های آن‌ها درباره امنیت و هدف ناتوست.

راهبردهای متضاد

ایالات متحده بدون مشورت قبلی با متحدان اروپایی خود، عملیات نظامی بزرگی را علیه ایران آغاز کرد که البته انتظار حمایت و همچنین دسترسی به پایگاه‌های نظامی آن‌ها را داشت. اروپا ناگزیر فوری به این درگیری پاسخ داد که توضیح واکنش اروپا و اختلافات فزاینده در ناتو ضروری است.

در واقع، ایالات متحده دو رویکرد را در درون ناتو اتخاذ کرده است؛ از سویی به عنوان عضو آن متعهد به دفاع جمعی و از سوی دیگر، شرکت‌کننده فعال در جنگ ایران است. این موضوع باعث فشاری اساسی می‌شود که ساختار موجود ناتو نمی‌تواند آن را مدیریت کند. ماده چهار پیمان آتلانتیک شمالی بیان می‌کند، اعضا هنگام وجود خطر امنیتی برای یکی از آن‌ها، باید با ناتو مشورت کنند، در واقع این سازمان بر اساس اصل تصمیم‌گیری و دفاع جمعی ساخته شده است.

همچنین عملیات نظامی بزرگ به وسیله یک عضو باید شامل رایزنی قبلی باشد، به ویژه اگر این اقدامات نظامی باعث بی‌ثباتی منطقه‌ای و اقتصادی شود که بر همه اعضا تأثیر می‌گذارد. با وجود این، واشنگتن در جنگ ایران پایبند به این اصل نبود. به طوری که ایوو دالدر، سفیر سابق آمریکا در ناتو گفت، فرصت‌ها برای مشارکت اعضای ناتو در زمینه اعمال فشار بر ایران وجود داشت، اما ایالات متحده تصمیم گرفت از آن اجتناب کند.

علاوه بر انرژی، کشورهای اروپایی ازجمله آلمان، اسپانیا و بریتانیا با مخالفت عمومی درباره حمله به ایران مواجه شدند

اختلاف جدی بین منافع ایالات متحده و شرکای اروپایی آن وجود دارد. دولت دونالد ترامپ درباره برخی اهداف، مانند جلوگیری از توانایی هسته‌ای ایران، تلاش برای تغییر نظام و اثبات اعتبار بازدارندگی نظامی ایالات متحده، به دنبال اتخاذ رویکرد بازدارندگی قهری است. براساس این باور، استفاده از زور می‌تواند به نتیجه امنیتی دست یابد که دیپلماسی به تنهایی قادر به آن نیست. در مقابل، دولت‌های اروپایی به شیوه‌ای متعارف‌تر عمل و بر راه‌حل‌های دیپلماتیک، هنجارهای قانونی و مذاکرات تأکید دارند. این تفاوت به ارزیابی‌های خطر متفاوت هنگام بررسی استفاده از نیروی نظامی علیه کشوری دیگر منجر می‌شود.

باید توجه داشت، تهدیدها و هزینه‌های جنگ ایران برای اروپا بیش از ایالات متحده است، زیرا پس از انسداد تنگه هرمز، قیمت نفت در روند جهشی به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید که مهمترین شوک انرژی جهان پس از سال ۱۹۷۰ است. اروپا برای تأمین نفت خود بیشتر از ایالات متحده به خلیج فارس وابسته و از این بابت متحمل پیامدهای بیشتری شده است.

علاوه بر انرژی، کشورهای اروپایی ازجمله آلمان، اسپانیا و بریتانیا با مخالفت عمومی درباره حمله به ایران مواجه شدند. زیرا، کارشناسان استدلال می‌کردند حملات ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، ماده ۲ (۴) منشور سازمان ملل متحد را نقض می‌کند که استفاده از زور علیه تمامیت ارضی هر کشوری را ممنوع کرده است. همچنین توجیه معتبری برای دفاع از خود طبق ماده ۵۱ نیست.

میان اعضای اروپایی، واکنش‌ها به جنگ ایران متفاوت بود. فرانسه، آلمان، کشورهای شمال اروپا و بریتانیا تا حدودی نگرانی خود را ابراز کردند و خواستار کاهش تنش شدند، زیرا بیشتر نگران هنجارهای قانونی و قرار گرفتن در معرض پیامدهای اقتصادی هستند. از سوی دیگر، کشورهای بالتیک کاملاً از حملات حمایت کردند. این موضوع نشان‌دهنده مخالفت با ایران به عنوان تأمین کننده پهپادهای روسیه است. علاوه بر این، اسپانیا و ترکیه تنها اعضایی بودند که علیه عملیات نظامی موضع گرفتند. این واکنش‌های متفاوت، بازتاب دیدگاه‌های راهبردی ناشی از منافع سیاسی مختلف است.

تأثیر فروپاشی برجام

شکاف بین ایالات متحده و اروپا مدت‌ها پیش از عملیات نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آغاز شده بود و به مرور زمان با وقوع دو رویداد مهم افزایش افزایش یافت. نخستین مورد، خروج ایالات متحده از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۸ و حملات ایالات متحده به سایت‌های هسته‌ای ایران در سال ۲۰۲۵ بود. در هر دو رویداد، ایالات متحده با وجود اعتراض طرف‌های اروپایی به تنهایی اقدام کرد. بنابراین، این موضوع باعث افزایش افزایش اختلافات درون ناتو شد که حل آن را دشوارتر می‌کند.

هشتم مه ۲۰۱۸ ایالات متحده در دولت ترامپ یکجانبه از برجام خارج شد. این تصمیم بر اساس نقض توافق با ایران نبود، زیرا آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) بارها آن را تأیید کرده بود. با وجود این، دولت ترامپ این توافق را یک طرفه و به اندازه کافی قوی نمی‌دانست و باور داشت ایران همچنان جاه‌طلبی‌های هسته‌ای خود را دنبال می کند و از نظر اقتصادی سود می‌برد.

اما برای اروپا، این موضوع فراتر از اختلاف نظر سیاسی بود و نشان داد ایالات متحده تلاش‌های دیپلماتیک چندجانبه را بدون مشورت با متحدان، در نظر گرفتن اولویت‌های راهبردی یا تلاش‌های دیپلماتیک برای داشتن روابط بهتر با ایران نادیده می‌گیرد.

فرانسه، آلمان و بریتانیا در پاسخ به تصمیم ترامپ تصمیم به تداوم برجام گرفتند و ژانویه ۲۰۱۹ سازوکار «اینستکس» را ایجاد کردند تا تجارت محدود با ایران و دور زدن تحریم‌های ایالات متحده را ممکن سازند. اینستکس نشان داد کشورهای اروپایی مایلند از سیاست ایالات متحده فاصله بگیرند. این موضوع گویای آمادگی برای به چالش کشیدن حضور ایالات متحده و ایجاد ساختار مؤثر بود.  اما محدودیت‌های استقلال مالی اروپا بلافاصله تأثیرگذار شد و تجارت بین اروپا و ایران ۷۱.۵ درصد کاهش یافت. حتی پس از پیوستن 6 کشور اروپایی دیگر، اینستکس تنها یک تراکنش انجام داد. این موضوع ناشی از اعمال مجدد تحریم‌های سخت ایالات متحده بود که مانع از اقدام آزادانه اروپا در زمینه مالی شد.

بنابراین، پس از برجام، روابط فراآتلانتیک درباره ایران عملاً از هم پاشید. اروپا تمایلی برای مقاومت در برابر اقدامات یکجانبه ایالات متحده داشت، اما نفوذ ساختاری کافی برای مؤثر کردن این ایستادگی نداشتند.

واکنش به جنگ ایران

ژوئن ۲۰۲۵ ایالات متحده حملات بزرگی را به سایت‌های هسته‌ای ایران انجام داد و سه تأسیسات هسته‌ای ازجمله فردو، نطنز و اصفهان را هدف قرار داد. ایالات متحده فراتر از حمایت اطلاعاتی و لجستیکی از اسرائیل، در عمل و مستقیم به خاک ایران حمله کرد. حمله به تأسیسات محافظت‌شده فردو، سطح جدیدی از دخالت نظامی ایالات متحده را نشان داد.

فرانسه، آلمان و بریتانیا در پاسخ به تصمیم ترامپ تصمیم به تداوم برجام گرفتند و ژانویه ۲۰۱۹ سازوکار «اینستکس» را ایجاد کردند

واکنش اروپایی‌ها به این حمله محتاطانه بود و رهبران اروپایی از حمایت مستقیم عملیات و نیز محکوم کردن آن خودداری کردند. به عنوان نمونه، اورزولا فون در لاین رئیس کمیسیون اروپا گفت، ایران نباید به سلاح‌های هسته‌ای دست یابد که به نوعی با هدف حملات همسو بود. اما به قانونی بودن این عملیات هم نپرداخت. بریتانیا نیز بارها تأکید کرد در عملیات دخیل نبوده است. فرانسه از حمایت از حملات خودداری کرد و البته مستقیم آن را محکوم نکرد. در مجموع، فرانسه، آلمان و بریتانیا به طور جمعی خواستار کاهش تنش و بازگشت به مذاکرات شدند و بر راه‌حل‌های دیپلماتیک به جای اقدام نظامی تأکید کردند.

یکی از مهم‌ترین تأثیرات بلندمدت جنگ ایران این است که اروپا به دنبال استقلال راهبردی و دوری از ایالات متحده خواهد بود. این موضوع زمانی شبیه ایده بود، اما اکنون به ضرورت عملی تبدیل می‌شود. به طوری که کشورهای اروپایی در حال افزایش هزینه‌های دفاعی و ارتقای قابلیت‌های نظامی خود هستند. همچنین تلاش می‌کنند تا وابستگی به ایالات متحده را در زمینه‌هایی ازجمله تجارت و انرژی کاهش دهند. این تغییر به سمت استقلال نشان می‌دهد ناتو برای تضمین امنیت اروپا کافی نیست.

با وجود تداوم حیات ناتو، همسویی آن در امور مربوط به اقدام نظامی جمعی تضعیف و همکاری مشروط می‌شود. علاوه بر این، ایالات متحده با چالش آشکاری در نحوه رهبری این اتحاد روبروست. تکیه صرف بر قدرت نظامی دیگر برای اطمینان از پیروی شرکا کافی نیست. وقتی کشورهای اروپایی اولویت‌های راهبردی متفاوتی دارند یا با محدودیت‌های قانونی و سیاسی داخلی مواجه هستند، تمایل کمتری به ارائه حمایت نیز دارند. بنابراین، اگر ایالات متحده به اقدامات یکجانبه خود ادامه دهد و انتظار حمایت کامل از شرکایش داشته باشد، احتمالاً اروپا را بیشتر به سمت استقلال و بازنگری در آینده روابط فراآتلانتیک ترغیب کند.

ارسال نظر
captcha
پربیننده ترین اخبار
یادداشت اختصاصی رضا دژاکام، کارشناس مسائل سیاسی؛ / ۱ روز پیش
یادداشت اختصاصی علی قادری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛ / ۱ روز پیش
یادداشت سندس القیسی، تحلیلگر سیاسی اردن؛ / ۱ روز پیش